جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
141
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
است و فقط اتباع روسيه و يا اهالى مرزى در آن حدود رفتوآمد دارند ، اما نزديك انتهاى جاده و در فاصلهء كمى تا مرز متوجه شدم كه يك بناى چهارگوش سنگى ميساختهاند كه حدس ميزنم براى نگهبان مرز و محل استراحت او بوده است . باجگيران سمت ايران گمركخانهاى دارد كه از كاروانهاى وارد از عشقآباد باج ميستاند و آن آبادى كوچكى است با چند خانه گلى كه تا دامنهء كوه كه در دو ميلى مرز است امتداد دارد . در اين منطقه بود كه با پيادهروى از روى سنگها و موانع و با افسار اسبم در بازو خوشبختانه به خيمهگاه رسيدم درحالىكه مهتابى درخشان بر معابر باريك و تاريك ميتابيد و بر تكسوارى من شكوهى ميداد و تا موقعى كه به مقصد رسيدم حتى يك ذره هم سبزه و علف در آن تپههاى خشك و سرد به نظر نميرسيد و در جاده هيچ اثر و خبرى از هستى و حيات وجود نداشت مگر آهنگ زنگ كاروان شتر كه گاهى سكوت محض بيابان را درهم مىشكست . كوههاى مرزى - رشته جبالى كه من از ميان آنها گذشتم و قبل از اينكه به قوچان برسم دو روز ديگر در شاخهها و كورهراههاى آن صرف وقت كردم و ده روز آينده را هم در رشتههاى سخت و صعب شرقى آن گذراندم ، امتداد شرقى سلسله كوههاى عظيم البرز است كه مانند صخرههاى غيرقابل نفوذ در سراسر مرزهاى شمالى ايران كشيده شده است . اين رشتهها كه به كوههاى قفقاز در مغرب ميپيوندد با مسافتى ده تا سى ميل به خطوط ساحلى جنوب درياى خزر نزديك مىشود و در مسير آن قلهء اعجابانگيز دماوند ( 19400 پا ) سر به فلك كشيده است . اين كوهها در دشت گرگان قدرى بالاتر از شهر استرآباد يك چند متوقف و باز با شيب بسيار در رشتههاى درهم پيچيدهاى كه مانند نفرات پيادهنظام دنبال يكديگر واقع شدهاند با محورى كه از شمال غربى به جنوب شرقى در ناحيهء ميانهاى بين صحراى تركمن و حاشيه شمالى نجد بزرگ ايران واقع گرديده است به رشتهكوههاى بالاى هرات كه خود امتداد غربى سلسله جبال مهيب هندوكش است مربوط مىشود و در اين حدودى كه مورد بحث ماست در سمت شمال به كوران داغ و كوپت داغ معروفاند